مسیح عطاریان

در یکی از شبهای گرم تابستان در خانواده ای هنرمند متولد شد . برادر او مازیار عطاریان از آهنگسازان برجسته کشور است
مسیح از طلایه داران جوان سبوک تلفیقی و منفرد موسیقی و از مدرسین به نام این رشته و متدینی حاذق است که تحصیلات خود را در زمینه آهنگسازی اعم از (تئوری موسیقی ، هارمونی ، ساز شناسی ، ارکستراسیون) نزد اساتیدی چون جمشید اسماعیل زاده ، محسن الهامیان ، دکتر ایمان فرهودی ، دکتر براشنیکوف به پایان رسانیده
وی همچنین به این مقال بسنده نکرد و در زمینه بافت شناسی موسیقی در حوزه شرق و غرب ، تبار شناسی ادبیات موسیقی و نیز اتنوموزیکولوژی ، دست به نحقیقات گسترده ای زده که در این زمینه ها از محضر اساتید ذکر شده ، بهره برده
وی را به عنوان (AWIP) رضا جزء مطلب تبریزی ، محقق و مدرس حوزه ادبیات بین الملل و عضو
شاعر یاری داده که نتیجه آن همکاری آن دو در چند پروژه بزرگ فرامرزی با گروه های بین المللی به سرپرستی اشتاین مارک برگ و یوهان کریسلاگ هلندی می باشد
ضمنا این دو ، همکاری نزدیکی در زمینه موسیقی معناگرا در حوزه های راک ، بلوز ، پسا مدرن ، جاز بلوز و تلفیقی در داخل ایران دارند که منجر به تعالی سطوح معنائی و یعنائی موسیقی در ایران خواهد شد که از این آثار بعدها در جراید به کرات خواهید شنید
مسیح عطاریان به عنوان محقق ، متدین ، آهنگساز ، نوازنده و مدرس این رشته به دعوت حوزه های فرهنگی کشورهای همجوار پارس ، سفرهای متعددی را جهت همکاری با زایچه های فرهنگی ملل متفق عهده دار خواهند بود که اخبار آنرا در فصول آینده خواهید شنید
ایشان متدهای نوین خود را در زمینه آموزش و اجرای گیتار به دوستداران خود عرضه کرده است
مسیح ، که از سفیران شایسته فرهنگی کشورمان در خارج از مرزهای ایران خواهند بود ، دور از با همکاری دکتر شهین ملاحتی May 2005 هیاهوی حبابین پاپ رایج ایرانی موفق شد تا در
محقق و زبان شناس ایرانی مقیم هلند ، طی دعوتنامه ای از جانب شهر (زوترمیر هلند) نشان
را از مجمع فرهنگی آن نهاد دریافت کند و نیز در ژانویه 2007 تحسین اجماء (MCI) سبز هنر
بر انگیزد که منتج به تحسین "Human" را برای اثر انسان (OMEO) فرهنگی ایرانیان مقیم سوئد
بسیاری از ایرانیان علم آگاه مقیم اروپا خصوصا (فرانسه ، بلژیک و سوئیس) شد
و "Human" ، انسان "Shadow" ، سایه "Snow" از آثار مسیح عطاریان در ایران می توان به برف
به "My Love" با خوانندگی هنریک اوهانیان ، آلبوم "Hello" ایران و همچنین آهنگسازی آلبوم
خوانندگی جیمز ورایف ، آلبوم فریاد با خوانندگی علی سایی ، دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند با صدای علی بیگلری
آهنگسازی موسیقی متن تئاتر های : راهنمای گمشدگان ، قصه فقط همین بود ، افسرده از رنگ زندگی به کارگردانی سامر قدیمی
قایق به کارگردانی سعید قائمی
لالائی به کارگردانی علی منتجی و...می باشند
قابل ذکر است مسیح عطاریان از همراهان و یار جدا ناشدنی سایت گیتارینه نیز می باشند
برای تماس با مسیح عطاریان مشاوره و غیره با همراه 09123466292 و یا ایمیل زیر تماس
masih_attarian@yahoo.com بگیرید
موزیک ویدئو جدید مسیح با نام جنگ من در حال حاضر در سایت گیتارینه موجود است که نمونه ای از آثار ایشان و سایت می باشد
از او منتظر اخبار جدید در فصول آینده خواهیم بود
در یکی از شبهای گرم تابستان در خانواده ای هنرمند متولد شد . برادر او مازیار عطاریان از آهنگسازان برجسته کشور است
مسیح از طلایه داران جوان سبوک تلفیقی و منفرد موسیقی و از مدرسین به نام این رشته و متدینی حاذق است که تحصیلات خود را در زمینه آهنگسازی اعم از (تئوری موسیقی ، هارمونی ، ساز شناسی ، ارکستراسیون) نزد اساتیدی چون جمشید اسماعیل زاده ، محسن الهامیان ، دکتر ایمان فرهودی ، دکتر براشنیکوف به پایان رسانیده
وی همچنین به این مقال بسنده نکرد و در زمینه بافت شناسی موسیقی در حوزه شرق و غرب ، تبار شناسی ادبیات موسیقی و نیز اتنوموزیکولوژی ، دست به نحقیقات گسترده ای زده که در این زمینه ها از محضر اساتید ذکر شده ، بهره برده
وی را به عنوان (AWIP) رضا جزء مطلب تبریزی ، محقق و مدرس حوزه ادبیات بین الملل و عضو
شاعر یاری داده که نتیجه آن همکاری آن دو در چند پروژه بزرگ فرامرزی با گروه های بین المللی به سرپرستی اشتاین مارک برگ و یوهان کریسلاگ هلندی می باشد
ضمنا این دو ، همکاری نزدیکی در زمینه موسیقی معناگرا در حوزه های راک ، بلوز ، پسا مدرن ، جاز بلوز و تلفیقی در داخل ایران دارند که منجر به تعالی سطوح معنائی و یعنائی موسیقی در ایران خواهد شد که از این آثار بعدها در جراید به کرات خواهید شنید
مسیح عطاریان به عنوان محقق ، متدین ، آهنگساز ، نوازنده و مدرس این رشته به دعوت حوزه های فرهنگی کشورهای همجوار پارس ، سفرهای متعددی را جهت همکاری با زایچه های فرهنگی ملل متفق عهده دار خواهند بود که اخبار آنرا در فصول آینده خواهید شنید
ایشان متدهای نوین خود را در زمینه آموزش و اجرای گیتار به دوستداران خود عرضه کرده است
مسیح ، که از سفیران شایسته فرهنگی کشورمان در خارج از مرزهای ایران خواهند بود ، دور از با همکاری دکتر شهین ملاحتی May 2005 هیاهوی حبابین پاپ رایج ایرانی موفق شد تا در
محقق و زبان شناس ایرانی مقیم هلند ، طی دعوتنامه ای از جانب شهر (زوترمیر هلند) نشان
را از مجمع فرهنگی آن نهاد دریافت کند و نیز در ژانویه 2007 تحسین اجماء (MCI) سبز هنر
بر انگیزد که منتج به تحسین "Human" را برای اثر انسان (OMEO) فرهنگی ایرانیان مقیم سوئد
بسیاری از ایرانیان علم آگاه مقیم اروپا خصوصا (فرانسه ، بلژیک و سوئیس) شد
و "Human" ، انسان "Shadow" ، سایه "Snow" از آثار مسیح عطاریان در ایران می توان به برف
به "My Love" با خوانندگی هنریک اوهانیان ، آلبوم "Hello" ایران و همچنین آهنگسازی آلبوم
خوانندگی جیمز ورایف ، آلبوم فریاد با خوانندگی علی سایی ، دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند با صدای علی بیگلری
آهنگسازی موسیقی متن تئاتر های : راهنمای گمشدگان ، قصه فقط همین بود ، افسرده از رنگ زندگی به کارگردانی سامر قدیمی
قایق به کارگردانی سعید قائمی
لالائی به کارگردانی علی منتجی و...می باشند
برای تماس با مسیح عطاریان مشاوره و غیره با همراه 09123466292 و یا ایمیل زیر تماس
masih_attarian@yahoo.com بگیرید
کاوه یغمایی
ورود به هنرستان عالی موسیقی در ۸ سالگی و آموزش تخصصی پیانو کلاسیک - آموزش همزمان آهنگسازی تنظیم موسیقی و نوازندگی گیتار الکتریک در سبک های مختلف به خصوص راک به عنوان سبک تخصصی و مورد علاقه نزد پدر ( کورش) و عموهایش ( کامران و کامبیز) توقف اجباری تحصیل آکادمیک موسیقی پس از انحلال هنرستان عالی موسیقی بعد از انقلاب و فارغ التحصیلی با ساز تخصصی فلوت - ورود به دانشگاه در سال ۱۳۷۳ و نواختن تخصصی گیتار کلاسیک در دانشگاه –فعالیت حرفهای در زمینه موسیقی از سال ۶۳ تا کنون و همکاری در آلبوم های مختلف موسیقی به عنوان آهنگ ساز تنظیم کننده و نوازنده گیتار کیبورد فلوت درامز و پرکاشن .
کاوه یغمایی یک هنرمند الگو برای جوانانی است که می خواهند پا به عرصه موسیقی پاپ و راک بگذارند او نزدیک به ۲ سال است بخاطر محدودیت در اجرا و ارائه آثار راک در ایران در کانادا زندگی می کند .آخرین اثر او آلبوم شنیدنی ” مترسک ” بود . دو نمونه از آخرین کار کاوه آورده شده منتظر آلبوم جدید کاوه یغمایی باشید .
صالح پاك طينت
صالح پاک طینت ،نوازنده و مدرس وآهنگساز گیتار کلاسیک، متولد 1365
از خصوصیات اصلی این هنرمند جوان کشورمان، نوازندگی با روح و سرشار از احساس او می باشد.سبک تخصصی او نوازندگی در سبک پاپ - کلاسیک می باشد.
نوازندگی را در سن 8 سالگی با نواختن ساز سنتور آغاز کرد. اما بعد از 2 سال به موسیقی جهانی سوق پیدا کرد و با ساز گیتار فعالیت خود را در این موسیقی آغاز کرد.از نکات جالب توجه در مورد این نوازنده، یادگیری ساز گیتار به صورت خودآموز اوست.اما در عین حال بر اکثر کتب مرجع از جمله:تئوری های موسیقی،دانش هارمونی، ارکستراسیون و... مسلط میباشد.
او به تبعیت از نارسیسو یه پز،به مدت 4 سال روی نوازندگی گیتار ده سیم کار کرده و هم اکنون تنها نوازنده این گیتار در غرب کشور می باشد که توانسته محبوبیت خاصی بین نوازندگان گیتار کلاسیک و هنرجویان خود پیدا کند.
او در کنار نوازندگی گیتار کلاسیک،در سبکهای کلاسیک و پاپ و فلامنکو، نوازندگی گیتار الکتریک و باس را نیز ادامه داده واین حاصل ذوق و استعداد و پشت کار این هنرمند می باشد.
آرمیک
نام آرميک برای همه نوازندگان گيتار و بسياري از مردم آشناست چه آن زمان که نوای گيتار او روح بخش و غنای آثار خوانندگانی چون شهيار قنبری بود و چه زمانی که همه دنيا او را بعنوان گيتاريستی مطرح با سبکی مخصوص به او شناختند.
آثار او بارها در صدر برترين ها قرار گرفته و جزو پرفروشترين ها نيز بحساب می آيد. سبک آرميک را عده ای فلامنکو مينامند که شايد چندان هم دور نباشد چون علاقه او به موسيقی فلامنکو امريست انکار ناپذير اما بايد دانست او و سبکش شمه ای از موسيقی فلامنکو - جز - و حتی موسيقی ايرانيست بنوعی تلفيقی از سبکهای مختلف که Nuevo Flamenco مينامند چرا رنگ و حس موسيقی فلامنکو
بيشتر در آن نمايان استز
علاقه آرمیک به موسیقی از کودکی آغاز شد. در هفت سالگی او چنان شیفته یک گیتار کلاسیک شد که ساعت مچی خود را برای آن به گرو گذاشت.او گیتار را در زیرزمین خانه- جایی که پنهان از خانواده تمرین می کرد- مخفی نمود. زمانی که مادرش از جریان مطلع شد او استعداد شگرفی در موسیقی نشان می داد، بنا بر این خانواده اش تأمین مخارج او را به عهده گرفت.او در حالی که مصمم به تکمیل نمودن آموزش رسمی خود در زمان تعیین شده بود، یک دوره آموزشی فشرده را طی دو سال گذراند.
در 12 سالگی به آهنگسازي ميپرداخت و سبک جاز را بصورت حرفه ای آغاز کرده برای حدود 10 سال آن را ادامه داد. در طول این مدت او یکی دیگر از علایق خود یعنی فلامنکو را پرورش داد. علاقه مادم العمر آرمیک به گیتار فلامنکو در اولین دیدار او از اسپانیا آغاز شد. او اغلب برای همراهی و آموختن از موسیقیدانهای مختلف سبکهای کلاسیک و فلامنکو به اسپانیا سفر می کرد:
“وقتی برای اولين بار يک گيتار فلامنکو را لمس کردم ، دريافتم که اين توانايی را دارم که بوسيله سازم حرف بزنم”
با شروع کار تکنوازی در سال 1994 او از پیشینه جاز و علاقه اش به فلامنکو برای ایجاد تغییراتی اساسی در پدید آوردن سبک جدیدی از فلامنکو استفاده کرد. در طول این سالها او بعنوان یک موسیقیدان، تقدیر و تحسین بسیاری را برای احساسات عمیق و مهارتهای موسیقیایی خارق العاده اش کسب نموده است. قطعات و اجراهای ازشمند او محدوده کاملی از ملودیهای محلی اسپانیایی را پوشش می دهد که در طی این سالهای سازنده از تعادل ظریفی که بین سبکهای فلامنکو و کلاسیک ایجاد کرده تا سبک لاتین و جازی که شنوندگان را امروزه در موسیقی او تحت تأ ثیر قرار می دهد پیشرفت محسوسی داشته است.
قرار گرفتن آلبوم پیشین او درصدر بیلبورد جهانی و نمودارهای موسیقی دوره جدید و نیز یک فروش عالی در استرالیا دلیل قاطعی است مبنی بر پذیرش او عنوان هنرمندی که به تنهایی با طبقه بندیهای سنتی مقابله می کند. آغاز کار او برای قطعه (bolero) با نام ” گمشده در بهشت” (LOST IN PARADISE) حیطه استعدادهای موسیقیایی او را به عنوان آهنگساز، تنظیم کننده، گیتاریست ونیز تهیه کننده گسترش داد.
“گمشده در بهشت” دور نمای با شکوهی از یک سبک بی همتا را که خود”gypsy jazz“می نامدش به تصویر می کشد که ترکیب شادی ازفاکتورهای کلاسیک rhumba ، cha_cha ،bolero ، jazz و bossa nova می باشد.
با AMOR DE GUITARRA” “این هنرمند الهام گرا بار دیگر نوآوریهای جدیدی را که حاصل عشق او به گیتار است به شنوندگان خود عرضه می کند.در این قطعات که تقریباً شرح حال خود اوست، آرمیک خلأ های موجود را با کمک شور موسیقیایی خویش پر می کند. AMOR DE GUITARRA قطعه ای رومانتیک و عاشقانه است که رشته مهارتهای هنری او را که به زیبایی تمام در پیش قرار می گیرند نشان می دهد.این قطعه یکی از زیباترین آهنگهای عاشقانه آلبوم است که علاقه، احترام و دانش موسیقیایی آرمیک را به روشنی به تصویر می کشد؛ خاطره ای از گردش در جاده عشاق در شبی مهتابی.
ROMANCERO” ” ملودی زیبایی از عشق و صلح است.ترتیب کار او در این قطعه به نحوی است که رفته رفته ملودی را گسترش داده ودر ادامه تنها به جنبه های استعاره ای که در تصور شنوندگان می گنجد اضافه می کند.
در”MIDNIGHT BOLERO” به شنوندگان عشق عرضه می کند.او دراین آهنگ ریتمهای فلامنکو و سازهای زهی را بطرز مبتکرانه ای با واکنشها و بانگهای احساسی ترکیب می کند که با طنین انداختن در بداهه نوازی باعث گرمی دلها می شود.در”FIESTA ” این علاقه به موسیقی با سبک منسجمی از ریتمهایی همه گیر دنبال می شود که تکنوازی او را با ضرباهنگی به یاد ماندنی و الهاماتی درونی متناوباً به وقفه می اندازد.
آرمیک مهارت ویژه ای در ریتمهای فلامنکو دارد و قسمتی از مهمترین دغدغه های خود را در”FOR YOU” به نمایش می گذارد. این قطعه تکنوازی مهارت او را به بهترین نحو نشان می دهد. او با ترکیب بخشهای تکرار شونده تند (RIFF) با لحظاتی آرام موسیقی ای بوجود می آورد که شنیدن آن بسیار لذت بخش است.
AMOR DE GUITARRA“” مطئناً بسیاری را در سراسر دنیا مجذوب خواهد کرد و به شنوندگان فرصتی برای شنیدن زیبا ترین و عاشقانه ترین ملودیهای دنیا خواهد داد.11 قطعه موسیقی نفس گیر و عالی که بنحوی واقعی زنده و شفاف هستند وازاصوات ناب فلامنکو ولاتین جاز تشکیل شده اند که آرمیک با بداهه نوازی با شکوهی با آن مقابله می کند.
آگاه بهاری
| نام اصلی | آگاه بهاری |
|---|---|
| تولد | ۱۳۶۲ |
| اصل/ملیت | ایرانی |
| سبکها | راک |
| فعالیت(ها) | نوازندگی |
| سازهای برجسته | |
| گیتار الکتریک | |
آگاه بهاری زاده ۱۳ تیر ۱۳۶۲ خورشیدی در تهران یکی نوازندگان چیره دست گیتار الکتریک ایرانی است.
نشریه اینترنتی زیرزمین از او به عنوان یکی از غولهای گیتار الکتریک ایران یاد کرده است. او تا قبل از اینکه به کانادا مهاجرت کند، بعنوان گیتاریست با گروههای راک زیرزمینی کهتمیان و میرا همکاری میکرد.
آگاه بهاری سابقه همکاری با دریک شرینیان، نوازنده کیبورد دریم ثیتر را در کارنامه هنریاش دارد شرنیان پیش از او با بزرگانی همچون مالمستین، ال دی میولا، زک وایلد و بیلی شیهان همکاری داشته است است.
گلفام خیام
از دیگر معلمین او می توان از دکتر آذین موحد (تکنیک الکساندر) و شریف لطفی (اصول اجرا) نام برد. در سال ١٣٨٤مدتی پس از تحصیل در رشته نوازندگی گیتار در کنسرواتوار لوزان سوییس زیر نظر پروفسور داگوبرتو لینهارس٬ با دریافت بورس تحصیلی از دانشگاه سینسیناتی به آمریکا رفت. او همچنین موفق به تدریس تخصصی ساز گیتار در آن دانشگاه شد.
در سال ١٣٨۶ درجه کارشناسی ارشد را در نوازندگی گیتارکلاسیک از دانشگاه سینسیناتی زیر نظر پروفسور کلر کالاهان و پروفسور لی فایزر دریافت کرد. مستر کلاسهای متعددی را نزد کارلوس پرز٬ اسکار گیلیا٬ آنیلو دزدریو٬ لئو ویتوشینسکی و نایجل نورت گذرانده است.
این گیتاریست اجراهای متعددی در ایران اروپا و آمریکا با رپرتوار کلاسیک از رنسانس تا معاصر داشته است. حوزه فعالیت وی اکنون در زمینه آهنگسازی و تنظیم آثار برای ساز گیتار نیز گسترده شده است. در حال حاضر او دانشجوی کنسرواتوار ژنو جهت اخذ مدرک درجه یک نوازندگی زیر نظر دوشان بوگدانوویچ است
پاکودلوسیا

پاکو دلو چیا ، یکی از بزرگترین گیتاریستهای معاصر است که در عرصه هنر کمترین کسی است که او را نشناسد ، در سایت تعدادی از آثار با ارزش او موجود است . او در 21 دسامبر سال 1947 در فرانچسکو سانچز گمژ در آلگسیراس که شهری ار ایالت کادیز در رأس نقطه جنوبی اسپانیا دیده به جهان گشود
اسم هنری او تجلیلی است از مادرش لوسیا گومژ . پدرش آنتونیو سانچز یک کارگر روزانه بود که شبها در مناطق مختلف گیتار مینواخت که اصلی ترین علت گرایش پاکو به نوازندگی این ساز داشت ، برادر بزرگ پاکو نیز مشوق او در این عرصه بود
اولین اجرای او در رادیو آلگسیراس در سال 1958 بود ، او در گروه برادران رامون عضویت داشت و تورهای مختلفی در گوشه وکنار داشتند که تمرین خوبی برای او بود که سبک رقص تند کولیهای اسپانیا یا همان فلامنکو را در پیش گرفته بود
در سال 1958 وقتی که دلو چیا فقط 11 سال داشت اولین نمایش عمومی خود را به اجرا گذاشت و یکسال بعد برنده جایزه مخصوص جرز فلامنکو شد . در 14 سالگی با دسته بازیگران فلامنکوی خوزه گرکو رقاص مسافرت میکرد و برایشان گیتار مینواخت ، او 3 سال با آنها بود . وقتی که پاکو در تور گرکو در آمریکا بود ، سابیکاس بزرگ را ملاقات کرد که یک گیتاریست با نفوذ که اسمش مترادف با فلامنکو آمریکا بود او را تشویق کرد تا روشهای شخصی خود را ادامه دهد . پاکو دلو چیا نصیحت سابیکاس را در نخستین حذورش در صحنه در تالار کرنجی در سال 1970 انجام داد
وقتی به اسپانیا بازگشت فستیوال فلامنکو گیتانو را همراهی کرد که تور نمایشی سالیانه فلامنکو بود که 7 سال ادامه داشت . او اولین آلبومش را در سال 1965 در سن 18 سالگی ضبط کرد
در سال 1967 پاکو شروع به فاصله گرفتن از استادان با نفوذ مثل ریکاردو و ماریو اسکودرو کرد و با فانتاسیا فلامنکا در سال 1969 آلبومی ارائه داد . او روش خودش را مشخص کرد ، تکنیک بسیار عالی او قطعات دلنشین فلامنکوی سنتی را با سازماندهی خوب به نمایش در آورد
در سال 1968 او کامرون دلاایسلا ، یکی از رهبران خواننده فلامنکو را ملاقات کرد که شراکت آنها بیش از 10 ضبط را بهمراه داشت . در حقیقت آلبوم پوترودرابیای میل در 1991 آنها که از سال 1984 شروع به کار شده بود احتمالا آخرین کار دلو چیا با کامرون دلااسلا بود که در سال 1992 از دنیا رفت
در آلبوم سال 1972 سبک جدید پاکو بیشتر نمایان شد و آلبوم سال 73 که عموم پسند تر بود و آلبوم سال 76 که آنرا یک شاهکار در نظر میگیرند آلبوم سال 80 را نشانه بارز آهنگسازان تراز اولیست که عاشق فلامنکو بودن و آلبوم سال 81 نیز
پاکو تجلیل کرده بود از فلامنکو که پایدار مانده بود برای دست اندازیهائی که او کرده بود داخل دیگر سبک ها ( موسیقی سکستت خودش را در سال 1981 تشکیل داد ، که در بر دارنده باس ، درام و ساکسیفون بود ) و تاریخچه عالی همکاریش ، مخصوصا با آهنگسازان جاز و البته بیشتر همراه چیک کورآ که پیانیست متبحریست و عضویت در بند John McLaughlin , Larry Coryell and Al DeMeola
اما اغلب نتیجه های مبهوت کننده ای ازین همکاریها به اثبات رسیده ، در چندین موسیقی پخش کردند که در بر دارنده گیتار تریو ، آلبومهای سال 79 و 81 و 82
او همچنین برای فیلمهای زیر موسقی ساخت
Carlos Saura's Carmen and The Ballet Los Tarantos
ودر جشنواره بزرگ تیترو د لا زارزوالا در سال 1986 در مادرید حضور یافت
به هر حال پاکو به موسیقی فلامنکو ناب بازگشت و در سال 87 سیروکو را ضبط کرد ودر سال 1990 زریاب را که از موسیقی سکستت او بهمراه چیک کورآ پیانیست بود عزضه کرد
زریاب یکی از موزیسین های بزرگ ایران زمین در عهد عباسیان میباشد که پیدایش گیتار را به او نسبت میدهن و پاکو با علم به این موضوع نام آلبوم خود را زریاب گذاشته است
پاکو میگوید من هرگز ریشه ها را در موسیقی ام فراموش نمیکنم و سعی میکنم با رعایت سنتها با تحقیق در موسیقی های متفاوت چیزهای جدیدی یافته و آنها را در موسیقی فلامنکو بیاورم و اضافه میکند من یک گیتاریست فلامنکو هستم و نمیتوانم سبک دیگری بنوازم که اگر اینکار رابکنم باز صدائی همانند فلامنکو خواهد داشت
لیلی افشار

لیلی افشار ، متولد سال 1338 در تهران ، از ده سالگی فراگیری گیتار را آغاز کرد . وی با درجه لیسانس و فوق لیسانس موسیقی در رشته نوازندگی گیتار از "کنسرواتوآر بوستون" و
"کنسرواتوآر موسیقی نیوانگلند" فارق التحصیل شد و نخستین زنی در جهان بوده که موفق به اخذ درجه دکترا در نوازندگی گیتار شده است
خانم افشار مدتی نیز در "مرکز هنرهای تجسمی بنف" و "فستیوال موسیقی اسپن" تحصیل کرده و دیپلم شایستگی "آکادمی موسیقی کیجانا درسی ینا" ایتالیا نیز به وی اعطاء شده است
لیلی افشار یکی از دوازده نوازنده بین المللی گیتار بود که برای نواختن حضور "آندریاس سگویا" در کلاسهای پیشرفته وی ، در "دانشگاه کالیفرنیای جنوبی" انتخاب شد . آن موقع بود که
افشار پس از این کلاس {She will be a beautiful celebrity} ماتسرو سگویا پیش بینی کرد :
در مصاحبه ای در اخبار شامگاهی "ان بی سی" حضور یافت
علاقه او به موسیقی معاصر منجر شد که از نخستین اجرا کنندگان آثار "رضا والی" ، " گری آیستر" ، "گرارد روژد" ، "لوریس چوبانیان" ، "آرن ملنس" ، "کامران اینجه" ، "باربارا کولب" ، "مرلین زیفرین" و " سالوادور بروتونس" از میان دیگران باشد
وی کنسرتهای متعددی در کشورهای ایران ، آمریکا ، انگلستان ، ایرلند ، کانادا ، فرانسه ، دانمارک ، ایتالیا ، آفریقا ، نیوزیلند ، استرالیا و آمریکای جنوبی برگزار کرده ، همچنین در " ویگمور هال لندن" ، "مرکز هنرهای اجرایی کندی" ، "فستیوال موسیقی گرند تیتن" ، "فستیوال موسیقی اسپن" ، " مدرسه هنرهای تجسمی بنف" ، "فستیوال موسیقی منتون" و "آکادمی آمریکیایی در رم" نواخته است
واشنگتن پست لیلی افشار را "فوق العاده معصوم" توصیف کرده است . او همچنین بعنوان بهترین گیتاریست کلاسیک زن برنده جایزه "ارویل ایچ. گیبسن" شده است
ضبط های لیلی افشار از "24 کاپریچوی گویا" اثر "کاستل نوئوو-تدسکو" ، "ساغر (تنگی می لعل)" ، "مسخ" و آخرین آنها "گذر در نوا" که توسط نشر کارگاه موسیقی منتشر شده اند
همچنین کتابی با عنوان "پنج آواز محلی ایرانی" منتشر و مقاله های لیلی افشار درباره کاستل نوئوو-تدسکو و فرانسثیسکو گویا به چند زبان در نشریات
چاپ و منتشر شده اند "Gitarre & Laute" , "I1 Fronimo" , " Guitar Review"
لیلی افشار کرسی پروفسوری خود را برای "دانشگاه ممفیس" در سال 1989 بدست آورد و هجده سال است برنامه لیسانس و فوق لیسانس و دکترای نوازندگی گیتار در دانشگاه ممفیس را اداره میکند ، که در انجا نیز جایزه استاد برجسته دانشگاه در سال 2000 به وی تعلق گرفته است . دیگر جوایز او عبارتند از
Tennessee Arts Commission Individual Artist Fellowship Award in Music
The National Endowment for the Arts Recording Award
Top Prize in the Guitar Foundation of America Competition
Grand Prize in the Aspen Music Festival , Guitar Competition
First Prize in the Music Teachers' National Association
First Prize in the American String Teachers' Association, Guitar Competition
مستر کلاسهای ایشان هر از گاهی با ورود ایشان در ایران برگزار میشود . سخنانی که لیلی افشار خطاب به هنر جویانش میگوید: " از هنر جویانم میخواهم که شعر بگویند . این سبب میشود که ذهن آنها باز شود . بی هدف نباید پای تمرین نشست و سعی نکنید قطعات را از اجرای دیگران کپی کنید بلکه آنرا با حس خود اجرا کنید" . در اینده نزدیک متدهای آموزشی تالیف ایشان به بازار خواهد آمد
مسیح عطاریان
مسیح عطاریان
در یکی از شبهای گرم تابستان در خانواده ای هنرمند متولد شد . برادر او مازیار عطاریان از آهنگسازان برجسته کشور است
مسیح از طلایه داران جوان سبوک تلفیقی و منفرد موسیقی و از مدرسین به نام این رشته و متدینی حاذق است که تحصیلات خود را در زمینه آهنگسازی اعم از (تئوری موسیقی ، هارمونی ، ساز شناسی ، ارکستراسیون) نزد اساتیدی چون جمشید اسماعیل زاده ، محسن الهامیان ، دکتر ایمان فرهودی ، دکتر براشنیکوف به پایان رسانیده
وی همچنین به این مقال بسنده نکرد و در زمینه بافت شناسی موسیقی در حوزه شرق و غرب ، تبار شناسی ادبیات موسیقی و نیز اتنوموزیکولوژی ، دست به نحقیقات گسترده ای زده که در این زمینه ها از محضر اساتید ذکر شده ، بهره برده
وی را به عنوان (AWIP) رضا جزء مطلب تبریزی ، محقق و مدرس حوزه ادبیات بین الملل و عضو
شاعر یاری داده که نتیجه آن همکاری آن دو در چند پروژه بزرگ فرامرزی با گروه های بین المللی به سرپرستی اشتاین مارک برگ و یوهان کریسلاگ هلندی می باشد
ضمنا این دو ، همکاری نزدیکی در زمینه موسیقی معناگرا در حوزه های راک ، بلوز ، پسا مدرن ، جاز بلوز و تلفیقی در داخل ایران دارند که منجر به تعالی سطوح معنائی و یعنائی موسیقی در ایران خواهد شد که از این آثار بعدها در جراید به کرات خواهید شنید
مسیح عطاریان به عنوان محقق ، متدین ، آهنگساز ، نوازنده و مدرس این رشته به دعوت حوزه های فرهنگی کشورهای همجوار پارس ، سفرهای متعددی را جهت همکاری با زایچه های فرهنگی ملل متفق عهده دار خواهند بود که اخبار آنرا در فصول آینده خواهید شنید
ایشان متدهای نوین خود را در زمینه آموزش و اجرای گیتار به دوستداران خود عرضه کرده است
مسیح ، که از سفیران شایسته فرهنگی کشورمان در خارج از مرزهای ایران خواهند بود ، دور از با همکاری دکتر شهین ملاحتی May 2005 هیاهوی حبابین پاپ رایج ایرانی موفق شد تا در
محقق و زبان شناس ایرانی مقیم هلند ، طی دعوتنامه ای از جانب شهر (زوترمیر هلند) نشان
را از مجمع فرهنگی آن نهاد دریافت کند و نیز در ژانویه 2007 تحسین اجماء (MCI) سبز هنر
بر انگیزد که منتج به تحسین "Human" را برای اثر انسان (OMEO) فرهنگی ایرانیان مقیم سوئد
بسیاری از ایرانیان علم آگاه مقیم اروپا خصوصا (فرانسه ، بلژیک و سوئیس) شد
و "Human" ، انسان "Shadow" ، سایه "Snow" از آثار مسیح عطاریان در ایران می توان به برف
به "My Love" با خوانندگی هنریک اوهانیان ، آلبوم "Hello" ایران و همچنین آهنگسازی آلبوم
خوانندگی جیمز ورایف ، آلبوم فریاد با خوانندگی علی سایی ، دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند با صدای علی بیگلری
آهنگسازی موسیقی متن تئاتر های : راهنمای گمشدگان ، قصه فقط همین بود ، افسرده از رنگ زندگی به کارگردانی سامر قدیمی
قایق به کارگردانی سعید قائمی
لالائی به کارگردانی علی منتجی و...می باشند
اردشير فرح و خورخه استرانز
اردشير فرح و خورخه استرانز Ardeshir Farah & Jeorge Strunz 24 سال با هم همكاري داشته اند و سبكي نو براي گيتار آكوستيك ( نه الكتريك ) پايه گذاري كرده اند . استرانز اهل كاستاريكا و فرح اهل ايران است . خورخه استرانز و اردشير فرح به دليل بهره گرفتن از دو فرهنگ متفاوت از كاستاريكا ( آمريكاي جنوبي ) و ايران توانسته اند به موسيقي غني در فرم بسيار جالب نوازندگي خويش دست يازند .P>
آنها يكديگر را در سال 1979 ديدند ؛ جايي كه براي اولين بار ، موسيقي آمريكاي لاتين با موسيقي خاور ميانه بخصوص ايران تلاقي پيدا كرد .
خورخه استرانز در خانواده اي كاستاريكايي بدنيا آمد . خانواده وي بسيار با اصل و نسب بودند كه شامل سيمون بوليوار ستوان محبوب هم مي شد !
استرانز در سن 6 سالگي با گيتار آشنا شد و در كاستاريكا ، كولومبيا ، مكزيك ، اسپانيا ، انگليس و كانادا بزرگ شد ! او دانش موسيقي خود را از پايه موسيقي كلاسيك شروع كرد و موسيقي فلامينكو را بعد از كلاسيك فرا گرفت .
بعدها كه روي موسيقي آمريكاي لاتين متمركز شد به بداهه نوازي جز پرداخت . او در عين حال در موسيقي خويش كه نشات گرفته از موسيقي فلامينكو است به فرمهاي لاتين جز و موسيقي محلي آمريكاي لاتين هم توجه بسيار داشت .
او بسيار خوب گيتار فلامينكو را مي نواخت و خواننده ها و رقاص هاي اسپانيايي را همراهي مي نمود . اين برنامه از 16 سالگي وي تا 20 سالگي ادامه داشت . بعد ازاين زمان بود كه او مصمم شد كه روي موسيقي خود ، يعني موسيقي آمريكاي لاتين متمركز شود .
اردشير فرح در ايران و انگليس بزرگ شده است . او گيتار را از كودكي شروع كرده است . روي موسيقي محبوب و مردمي ايران بسيار تمركز داشته و نكته جالب او بداهه نوازي هاي زيباي او بوده است . چ
او اجراها و ضبط هاي بسياري با هنرمندان و خوانندگان مشهور ايراني داشته است . لازم به ذكر است كه او ايران را بعد از انقلاب ترك گفته است .
خورخه استرانز با پدرش كه يك ديپلومات بود به آمريكاي شمالي سفر كرد ؛ زماني كه اردشير فرح در آنجا مشغول تحصيل در رشته معماري بود . اردشير فرح تصميم گرفت كه براي ديدن استرانز كه با يك گروه جز به نام Caldera برنامه داشت ، برود . ( حاصل اين اجراها « 4 آلبوم در عمارت كنگره در شهر واشنگتن » بود . )
روزي كه اين دو گيتاريست يكديگر را ديدند ، گويي دو برادر كه همديگر را گم كرده بودند دوباره به هم رسيده اند !!! كاملا مشخص بود كه آنها دو برادر گيتاريست هستند با هدفهاي متفاوتي در دنيا !
آنها بلافاصله مشغول اولين پروژه خود بنام ( Mosaico ( 1980 شدند كه خودشان تهيه كنند گي اين آلبوم را بر عهده داشتند . به اين دليل كه كمپانيهاي بزرگ موسيقي آمادگي لازم براي اين نوع موسيقي كه در نوع خود جديد بود را نداشتند .
براي اولين بار راديو جز از اين آلبوم استقبال كرد و كمپاني جز جهاني متعلق به ريچارد بارك تهيه كنندگي كارهاي آنان را برعهده گرفت كه دو آلبوم Frontera ( 1983 ) و Guitarras ( 1984 ) حاصل اين همكاري است .
آلبوم بسيار عميق و صميمي Misterio در سال 1989 توسط Waterlily Acostic/Audio Quest منتشر شد . موفقيت شگفت انگيز ركوردهاي دو آلبوم Priaml magic ( 1990 ) و Americas در سال 1992 كه بوسيله شركت Mesa / Atlantic منتشر شده بود ، عناوين بهترين موسيقي سال و همچنين نامزدي جايزه معتبر گرمي را بدنبال داشت
دو هنرمند پس از اين كمپاني شخصي خود را كه Selva ( جنگل ) نام داشت ، راه اندازي كردند. دوستي آنها باعث توليد آلبومي شد بنام Heat of the sun كه هفته ها Top 10 موسيقي جهان بود . آلبوم Live كه اجراي زنده موسيقي آنهاست ، يكي ديگر از آلبومهاي موفق اين دو نفر به شمار مي آيد كه آهنگهاي قبلي را با رنگي جديد اجرا كرده اند .
شماري ديگر از آلبومهاي ايشان از اين قرارند :
Best of Strunz & Farah ( 2000 )
String weave ( 2001 )
Rio de Colores ( ۲۰۰۳ )
در مورد اين دو نفر و سبك آنها صحبت زياد شده است . ولي اين نكته مهم است كه در نهايت دوستي آنها ، كار و نفس موفقيت بسيار مهم بوده است . دوستي در كار حرفه اي مي تواند پايه اي قوي بسازد براي اينكه دونفر 24 سال با يكديگر ساز بزنند و گذشته از لذت ؛ به اهدافي كه داشته اند برسند .
مطمئا اين دو مكمل يكديگر بوده اند و اگر جز اين مي بود ، اين موسيقي حياتي نمي يافت و در اولين ثانيه ها به خاموشي مي گرايئد و در اندك زماني به ورطه فراموشي از اذهان مردم مي افتاد . اردشير فرخ و خورخه استرانز از دوستان صميمي پاكو د لوسيا Paco de Lucia نوازنده نامي گيتار فلامينكو هستند و جالب اينجاست :
زماني كه مي خواستند آلبوم Guitar Trio را ركورد كنند ، به جاي ال دي ميولا Al di meola نوازنده گيتار اوي شن سيم فلزي ـ استيل جز ـ ( Ovation Guitar ) خورخه استرانز به جان مک لافلين پيشنهاد شده است ! كسي كه اصرار بر استفاده از خورخه استرانز در اين آلبوم داشته كسي نبوده جز دوست صميمي او ، پاكو د لوسيا !
موسيقي اين دو بر پايه يك تم بنا شده كه بداهه نوازي حول اين محور انجام مي شود . اما اين بداهه ها بقدري تكرار شده اند كه نوازنده ها فقط سعي در تغيير رنگ آنها دارند و نه تغيير كلي ملودي .
سرعتهاي بسيار زياد و پاساژهاي بسيار سريع و آرپژها از فرمهاي تشكيل دهنده موسيقي آنها هستند . پيشنهاد مي كنم حتما به آلبومهاي اين دو نوازنده بسيار خوب گوش كنيد .
اردشير فرح با خوانندگانی چون :
فرامرز اصلانی . فرامرز آصف . امير آرام . هايده . ليلا فروهر . منصور . معين . بيژن مرتضوی همکاری داشته است .
با نوازندگانی چون :
بابک امينی . بيژن مرتضوی . ( ايرانيها )
استنلی کلارک ( نوازنده معروف گيتار باس و کنتر باس )
گروه آنها به اتفاق با اين افراد هم همکاری داشته اند :
Pepe Habichuela, Agustín Carbonell “El Bola”, Jose Miguel Carmona (of Ketama), Gerardo Nuñez, Ramón Jimenez, and Rafael Riqueni.
و Joan Baez و Jackson Browne
باقر موذن
بدون شک برادران موذن (باقر ،صادق و کاظم) در زمان اقامتشان در ایران باعث توسعه و ترویج گیتار کلاسیک در ایران و همچنین تربیت شاگردانی حرفه ای شدند. در آن سال ها (اوایل دهه ۶۰) با وجود امکانات اندک ،مقالاتی تحت عنوان گیتار و گیتاریست توسط برادران موذن به چاپ رسید که میتوان از آنها به عنوان نخستین مقالات منتشر شده برای گیتار کلاسیک در ایران نام برد. مقالاتی که شرحی از خاطرات julian bream و دیدار های شخصیش با Segovia بود.

باقر موذن در زمان اقامتش در ایران علاوه بر ابداع متد های جدید برای آموزش گیتار کلاسیک ،شاگردان بسیار خوبی را نیز تربیت نموده از جمله آنها میتوان به علیرضا تفقدی و بابک فلسفی اشاره نمود که طی سال های بعد همین اساتید به همراه چند تن دیگر جزو پایه گذاران نسل جوان گیتاریست های ایرانی بودند که امروز در عرصه موسیقی کشور به فعالیت های هنری خود ادامه میدهند.
باقر موذن در سال ۱۳۵۸ کنسرتی تاریخی را در سالن رودکی تهران برگزار نمود. متاسفانه بعد از آن کنسرت درب سالن های اجرا برای مدت های طولانی (بیش از یک دهه) بر روی نوازندگان بسته ماند . تا اینکه آقای فلسفی در اوایل دهه ۷۰ نخستین کنسرت گیتار کلاسیک خود را در سالن رودکی تهران برگزار نمود. این روز ها با اینکه چندین دهه از ان سال ها میگذرد ، اما همچنین نام برادران موذن همچنان در میان نوازندگان نسل جوان گیتار ایران زنده است.
کیا کنی یکی از نوازندگان خوب نسل جوان گیتار ایران در مورد باقر موذن چنین میگوید : نخستین آلبوم هایی که از گیتاریست های ایرانی به دست من رسیده ،نوار هایی بود از بهرام مظلومیان و برادران موذن که این نوار ها در آن زمان باعث ایجاد انگیزه ،تمرین و تلاش بیشتر در من شد .متاسفانه در زمان اقامت من در ایران هیچ گاه این فرصت برای من فراهم نشد که از نزدیک با برادران موذن دیداری داشته باشم . اما هر کجا که باشم همیشه برای ایشان آرزوی موفقیت دارم.
باقر موذن که اکنون در کانادا اقامت دارد ،گیتار را نزد اساتیدی چون عبد الله مفاخر ،john Duarte ، josep urshalimi و timothy walker فرا گرفت . وی تا به امروز کنسرت های زیادی در بسیاری از کشور ها دنیا برگزار نموده که از جمله مهمترین آنها میتوان به کنسرت او در wigmore hall در کشور انگلستان اشاره نمود .
بسیاری از آهنگسازان خارجی قطعات خود را به او هدیه داده و اهنگسازانی چون alantorok و همینطور آهنگسازان ایرانی چون شاهین فرهت و مهران روحانی . باقر موذن علاوه بر نوازندگی ،چند سالی است که به اهنگ سازی نیز مشغول است و تعدادی از قطعات خود را در آخرین آلبوم خود تحت عنوان nomad منتشر کرده است .
علاقه مندان میتوانند قسمت هایی از آخرین آلبوم باقر موذن را در وب سایت شخصی ایشان مشاهده کنند. http://www.moazen.com/
صالح پاک طینت
نوازندگی را در سن 8 سالگی با نواختن ساز سنتور آغاز کرد. اما بعد از 2 سال به موسیقی جهانی سوق پیدا کرد و با ساز گیتار فعالیت خود را در این موسیقی آغاز کرد.از نکات جالب توجه در مورد این نوازنده، یادگیری ساز گیتار به صورت خودآموز اوست.اما در عین حال بر اکثر کتب مرجع از جمله:تئوری های موسیقی،دانش هارمونی، ارکستراسیون و... مسلط میباشد.
او به تبعیت از نارسیسو یه پز،به مدت 4 سال روی نوازندگی گیتار ده سیم کار کرده و هم اکنون تنها نوازنده این گیتار در غرب کشور می باشد که توانسته محبوبیت خاصی بین نوازندگان گیتار کلاسیک و هنرجویان خود پیدا کند.
او در کنار نوازندگی گیتار کلاسیک،در سبکهای کلاسیک و پاپ و فلامنکو، نوازندگی گیتار الکتریک و باس را نیز ادامه داده واین حاصل ذوق و استعداد و پشت کار این هنرمند می باشد.در حال حاضر وی یکی از مدرسین خودآموز کشورمان است که با متدی جدید کار می کند.با آرزوی موفقیت برای او.
B.B.KING
سلطنت بی.بی.کینگ چون پادشاهی بی.بی.کینگ در بلوز طولانی تر از هر نوع پادشاهی بر روی زمین است . هم اکنون هم بی.بی .کینگ در سن 81 سالگی همچنان شاداب تاج پادشاهی بلوز را بر سر نهاده است . زمان اثر آشکاری بر روی او نداشته بلکه فقط او را محبوب تر از همشه ساخته است .کارش نواختن موسیقی برای مردم ، یکدفعه ظاهر شدن در تلویزیونهای گوناگون تجاری و یا تنظیم کردن آهنگ ها برای آلبوم بعدیش
او در 16 دسامبر سال 1925 در یک کشتزار در می سی سی پی نزدیک ایندیانولا متولد شده است . او در جوانی در گوشه های خیابان برای سکه های 10 سنتی ساز میزد و بعضی اوقات در بیشتر از 4 شهر در یک روز ساز میزد
او در سال 1947 به ممفیس رفت تا کار موسیقی خود را دنبال کند . شهر ممفیس بسیاری از موسیقیدانان مهم را از جنوب جذب کرده و پشتیبانی میکرد و او هر موزیسین در هر سبکی از اهنگهای آمریکائی آفریقائی را میتوانست آنجا پیدا کند . بی.بی. کینگ همراه پسر عمویش بوکا وایت ماند که یکی از مشهورترین ایفا کنندگان سبک بلوز در زمان خودش بود. او تدریس میکرد و به بی.بی.کینگ در آموختن هنر سبک بلوز کمک میکرد
اولین تغییر بزرگ بی.بی.کینگ در سال 1948 رخ داد هنگامیکه او در برنامه رادیوئی
بیرون از ممفیس غربی اجرا کرد که باعث KWEMدر Sonny Boy Williamson
ایجاد تهعد در او در خیابان 16 گریل در ممفیس غربی شد
در رادی شد Sepia Swing Club خیلی محبوب شد و مبدل به برنامه King's Spot
چندی نگذشت که بی.بی کینگ نیاز به یک اسم رادیوئی به یادماندنی داشت آنچه شروع بود که مختصر شده Beale Street Blues Boy شده بود در سر زبانها به عنوان مثال
B.B.KING و در آخر با احتساب اولین کلمات Blues Boy Kingبر حسب
دراواسط سالهای 1950 هنگامیکه بی.بی.کینگ در حال اجرای موسیقی در یک مجلس در
بود تعدادی از طرفداران پرو پا قرص او سرکش شده و دو تن از آنها Arkanas , Twist
با هم درگیر شده و با واژگون ساختن بخاری تالار را آتش زدند و همانند دیگران برای امنیت بی.بی.کینگ هم از سالن بسرعت خارج گشت . سپس دریافت که گیتار الکتریک 30 دلاری مورد علاقه اش را در داخل تالار جا گذاشته است ، بنابراین به عجله بازگشت به ساختمان در حال سوختن برای آوردن گیتارش ، او به زحمت از مرگ رهائی یافت و بود تصمیم گرفت Lucille بعدها هنگامی که دریافت که زد و خورد بر سر یک زن به نام
که اسم آن زن را به گیتارش نسبت دهد تا از یادش نرود که هیچگاه یادش نرود کار احمقانه ای مثل زد و خورد بر سر یک زن انجام ندهد . از آن زمان تا کنون هر یک از گردید Lucille تبدیل به نام Gibson Guitars های گیتارهای بی بی کینگ با مارک
نگذشته بود که او ملی شد Three O'clock هنوز چیزی از اولین کار موفقش
در 1956 او و گروهش ، موسیقی خیره کننده ای را در 342 یکشنبه اجرا کردند از
و Juke همراه با کافه های کوچک شهرش ، کافه های ارزان قیمت Chttin نمایش های
تالارهای رقصهای محلی تا رقصهای سنگی ، تالارهای موسیقی سمفونی ، دانشگاهها
هتلهای تفریحی ، آمفی تئاترها و بطور سراسری و جهانی اجرا داشته و مشهورترین موسیقیدان بلوز 40 سال گذشته است
یکی از مهیج ترین سبک های گیتار را در جهان گسترش B.B.King در طول این سالها
و دیگران گرفته T.Bone Walker , Blind Lemon Jefferson داد . او این سبک را از
هر دو جزء Vibrat بود که آنرا با تلفیق دقت خاص خود و مجموعه وکالها و دست چپش
اجتناب ناپذیر واژگان گیتاریست موسیقی راک شدند
و Eric Clapton , Jeff Beakدر هر دفترچه حسابش یک مدل برای هزارها نوازنده بود
و دیگران George Harison
را در یک صوت pop swing , main streem بی بی کینگ بلوز سنتی ، جاز ، جامپ
واحد ترکیب کرده بود
او میگوید : وقتی آواز میخوانم در ذهنم مینوازم ، زمان مرا از خواندن باز ندارد ، من شروع به خواندن میکنم با نواختن لوسیا
در Newport Folk و Bill Graham's Fillmore West در سال 1968 در فستیوال
همراه با هنرمندان پر شور معاصر راک که بی بی کینگ را می پرستیدند و کمک bills
کردن به معرفی او به جوانان سفید پوست در " 69 " بی بی انتخاب شد توسط
رولینگ استون تا 18 کنسرت آمریکائی را برای آنان شروع کند بهمراه تینا ترنر
و در سال 1987 Blues Foundation hall of Fame در سال 1984 به B.B. King
را دریافت کرد NARAS' Lifetime Achievement Grammy جایزه
را در سال 1973 ، دانشگاه یاله در سال 1977 Tangaloo و دکترای افتخاری از کالج
در سال 1990 و دانشگاه Memphisاز Rhodes کالج موسیقی در سال 1982 ، کالج
را در سال 2002 دریافت نمود .Mississippi Valley
در ممفیس باز Beale Street را در King's Blues در سال 1991 بی بی کینگ کلوپ
در لوس آنجلس و سومین City Walk کرد . و در سال 1994 دومین کلوپ در دانشگاه
کلوپ در میدان تایمز شهر نیویورک در جون سال 2000 راه اندازی شد و اخیرا دو کلوپ
در ژانویه 2002 باز گردید Connecticnt در Fox Woods Casino در
زندگی نامه خودش را در B.B.King همراه The Rood در سال 1996 دیسک فشرده
یک نشریه ادبی پر سر و صدا منتشر کرد . همچنین در همان سال زندگی نامه او با نام
نوشته شد Blues all Around me
ادامه داد به سفر به طور گسترده ، بطور متوسط بیش از 250 کنسرت در هر B.B.King
سال در قسمتهای مختلف جهان برگزار میکند و همچنان پرچمدار سبک بلوز برای گیتار است
gipsy kings
گروه جیپسی کینک از بزرگترین گروه های موسیقی هستند که هر کوچک و بزرگی با شنیدن نام آنان به یاد گیتار می افتد . آنها گروهی مرتبط با کولی های فرانسه هستند
و (یک مجموعه از چندین برادر) و همه گیتاریستند Reyes , Baliardo خانواده های
است Reyes و اکثرا به خوبی آواز می خوانند . رهبر خواننده ها معمولا یکی از افراد خانواده
نیکلاس ، اندرو و ... و رهبر گیتاریستها هم با شرایط خاص انتخاب میشود که تونیو
و Nicolas Reyes , Canut Reyesاز خانواده بالیاردو میباشد . اعضا گروه عبارتند از
Andre Reyes , Patchai Reyes , Paul Reyes , Tonino Baliardo , Paco and Diego Baliardo , and Chico Bouchikhi
گروه جیپسی کینگ به طور کلی نوازنده موسیقی نسبتا سنتی به سبک جیپسی فلامنکو هستند
به همین دلیل آنان پرکاشن ، باس ، کیبورد و تعداد دیگری از آلات موسیقی را برای تولید یک صدای بی نظیر که با چاشنی و حال وهوائی از موسیقی سراسر جهان بدست می آورند به ضبط کارهایشان می پردازند و سبک آنان همانند بیشتر آوازهایشان که رومبا بیس هست میباشد و آنان از گیتارهای مارک کوردبا استفاده میکنند Rumba Flamenco سبک
نامیده میشود نیز بسیار مشکل و دارای شگرد خاصی است که Palm نحوه دست زدن که
گروه جیپسی کینگ بدون راهنما از عهده آن بر می آیند
گروه جیپسی کینگ آلبومهای بیشماری را روانه بازار جهان کرده است که اغلب آنان از انتخاب آهنگهائی بصورت گلچین و با یک جلد منحصر به فرد روانه بازار میشود ، و یا آثاری از تکخوانی ها ، آهنگ های ترکیبی منتشر کرده اند که تعدادی از آثار آنان عبارتند از
Allegria , Lune de Fuego Gipsy Kings , Mosaique , Este Mundo , Live
Love & Liberte , Greatest Hits , Estrellas Love Songs and Compas
زبان و آواز گروه جیپسی کینگ به غیر از چند خط به زبان انگلیسی بقیه را به زبان مادری
که اکثر مردم تصور میکنند که آن فقط یک لهجه از زبا اسپانیائی است ولیکن زبان Gitane یا
است Catalon آنان ترکیبی از زبانهای اسپانیائی ، فرانسوی و
تمامی گروه جیپسی کینگ با نواختن گیتار بزرگ شده اند اما آنها نتوانسته اند گیتار شخصی نیکلاس و اندرو چپ دست هستند Reyes داشته باشند بنابراین برادران کوچکتر خانواده
در حالیکه برادران بزرگترشان راست دستند ، وقتی برادرهای کوچکتر گیتارها را برای خودشان ست میکردند مورد خشم برادران بزرگ قرار میگرفتند که ناچار آنها آموختند که چطور گیتار آنان را برعکس بنوازند
در منطقه آرلس در شهر پرو ونس در جنوب فرانسه زندگی میکنند و خانواده Reyes خانواده
بالیاردو در شهر مونت پولیه فرانسه ساکنند
بید متذکر شد که جیپسی کینگ از محبوب ترین گروه های موسیقی دنیا میباشد . آنها در حدود 13 میلیون آلبوم را تنها در آمریکا به فروش رسانده اند و قابل ذکر است که نخستین آلبوم آنها برنده جایزه طلایی یا پلاتین از 15 کشور جهان شد
جیپسی کینگ تعداد اندکی از اهنگها را در سبک مدرن تنظیم کرده اند که شامل
A Mi Manera (my way ) , Volare , I'v Got No Strings , Funiculi Funicula
تنظیم و باز خوانی کرده اند Hotel California به نام Eagles و آهنگ محبوب
آندره سگوویا

با وجود اينكه ساز گيتار زماني بسيار محبوب بود اما در زمان روي صحنه آمدن سگوويا اين ساز بيشتر به عنوان ساز هنر عاميانه تلقي ميشد ، او فشاري كه از طرف خانواده اش به او تحميل ميشد تا ساز اصيل تري را انتخاب كند را تحمل كرد و خود را وقف احياي مقام اوليه ساز كرد
زمانيكه در انستيتيو موسيقي گرانادا دروس عمومي موسيقي را تحصيل ميكرد ، هيچ فرصتي براي تعليم رسمي و با قاعده براي گيتار وجود نداشت . بنابراين او خود به فكر توسعه تكنيك هاي نوازندگيش بود
سگوويا در صدد تنظيمات و استنتاج و رونويسي آثار باخ ، هايدن و ديگر آهنگسازان كلاسيك براي توسعه برنامه اين ساز برآمد و در اين خصوص آثار بعضي از هم عصران اسپانيائي خود مثل : گرانادوس ، آلبنيتس و ... را نيز به كار گرفت . او چندين سال مبادرت به اجراي يك سري كنسرت در سراسر دنيا كرد . دوشادوش شهرت روزافزون او آهنگسازان ديگر نيز قطعات موسيقي مخصوص ساز او نوشتند كه تورينا ، تروبا ، ويلا لوبوس ، پونس ، تدسكو كاستل نو از آنجمله اند
تكنيك عالي و نبوغ ذاتي او موهبتي بي همتا بود چه او خود معلم خود بود و اين معلم خود ساخته كه بسياري از نوازندگان گيتار ، مرهون و مديون زحمات سگوويا در زمينه گيتار هستند و او به همت خودش به يك چهره افسانه اي ، تاريخي در طول زندگيش مبدل شد
سگوويا بزرگترين قدم را در راه پيشبرد گيتار برداشت و آن تبديل سيم هاي گيتار از زه و ابريشم به نايلون بود
از ديگر اقدامات برجسته او ميتوان به دور كردن گيتار از سرگرمي هاي بي اساس مردم عادي نام برد
ماًخذ : دائرة المعارف موسيقي كلاسيك جهان اثر پيتر كامون
فرانسیسکو تارگا

بی شک فرانسیسکو تارگا یکی از بزرگترین آهنگسازان و نوازندگان ساز گیتار میباشد
او در ویارئال اسپانیا متولد شد ، در جوانی از روی ناچاری به کارهای متعدد کارگری طاقت فرسائی رو آورد و او بر اثر یکی از این مشاغل تا نزدیکی کور شدن پیش رفت که حرکت کردند و فرانسیسکو را در کلاس های Costellon در نتیجه این حادثه خانواده او به
موسیقی ثبت نام کردند
کور بودند Eugeni Ruiz and Manuel Gonzalez هر دو معلم ابتدائی تارگا یعنی
در سال 1862 جولیان آرکاس متوجه فرانسیسکو گردید که در گوشه و کنار به عنوان اعجوبه ای جوان در نوازندگی گیتار شناخته شده بود ، او فرانسیسکو را به یک مرکز برای موسیقی دانان در بارسلونا هدایت و بدانجا فرستاد ولیکن پدر تارگا او را باز گرداند
فرنسیسکو تارگا در سال 1874 وارد هنرستان موسیقی مادرید شدکه بر اثر استعداد و آهنگسازی را Antonio Canesa تلاش بی وقفه اش به ضمانت یک تاجر ثروتمند به نام
تحصیل کرد Emilio Arrieta زیر نظر
در پایان سال1870 به تدریس گیتار پرداخت که امیلیو پائول و میگوئل لوبت از شاگردان او بودند و در گوشه و کنار کنسرتهایی برگزار میکرد . در آنجا او و گیتارش همانند یک سمبل بین مردم جا افتاده بود . فرانسیسکو بعدها در بارسلونا سکونت کرد و در همانجا دار فانی را وداع گفت
و Recuerdos de la Alhambra , Danza moraاز آثار با ارزش او برای گیتار میتوا به
اشاره کرد . او تنظیم هائی از آثار با ارزش لودوینگ ون بتهوون Capricho Arab و
فردریک چاپین و فیلیکس مندلسون برای گیتار خلق کرد
او همچنین با چندیدن آهنگساز اسپانیائی هم عصرش همانند آیزاک آلبنیز همکاری و آثار آنان را برای گیتار تنظیم کرد . او علاقه زیادی در آمیختن سبک رومانتیک با موسیقی مورد علاقه مردم اسپانیا داشت و چندین قطعه از آثار پیانو آلبنیس مثل آستاریاس را برای گیتار تنظیم نمود
آنجلو جیلاردینو در مورد 9 پرلود تارگا نوشته است که تارگا برترین تفکر و اندشه هایش را در آثارش متمرکز کرده است
برای این مورد توجه همگان در قرن بیستم است که بنیان گذار Francesco Tarrega
رسیتال گیتار و افزودن جذابیت در نواختن این ساز منحصر به فرد میباشد
آندرس سگوویای بزرگ در بسیاری از تورهای اروپا در کنسرتهایش از فن و مهارت تارگا و آثار گرانقرش سود برده است
فرانسیسکو تارگا خالق و آهنگساز بزرگترین نوای شنیده شده در جهان یعنی صدای زنگ تلفنهای نوکیا که در بعضی از آگهی های شرکت نوکیا از عبارت بزرگترین والس تارگا استفاده میشود Gran Vals
نواخت و با تحولی عظیم The Killing Fields موسیقی او روحی نو در اثر مایک اولدفیلد
در این اثر آنرا به قطعه به یاد ماندنی الحمبرا بدل ساخت . یاد و نامش گرامی باد
ottmar liebert

اوتمار لیبرت از پدری که خود دورگه ( آلمانی ، چینی ) بود و مادری که مجار بود متولد شد . او گیتار را از سن 11 یازده سالگی شروع کرد و در 18 سالگی که در حال تکمیل دوره گیتار کلاسیک بود ، عازم سفری طولانی به سمت آسیا و روسیه شد .
لیبرت بصورت گسترده سفر کرد و موسیقی سنتی این مناطق را فرا گرفت ، ولی هنگام بازگشت به غرب ، روزنه بسیار کوچکی برای نفوذ این نوع از موسیقی پیدا کرد ، چرا که در آن زمان یعنی سالهای آخر دهه 1970 موسیقی پاپ جایگاه ویژه ای داشت
ابتدا در آلمان و سپس در بوستون آمریکا ، مهارتهای خود را در زمینه گیتار و موسیقی به اجرا گذاشت ولی گروهی که او با آنها همکاری میکرد در سال 1985 منحل شد و او با ناراحتی بسمت غرب وحشی حرکت کرد
در سانتا فه مکزیک ، او خود را شیفته و مجذوب محیط آرام و هنری آنجا پیدا کرد ، جائی که نیازی به فهماندن موسیقی به مردمش نداشت و آنها خود به موسیقی علاقمند بودند .
در ابتدا او فقط برای سرگرمی خودش گیتار مینواخت ، اما دیری نگذشت که او را در رستورانهای محلی می دیدیم که در میان حضار مشتاق مشغول نواختن بود . در نتیجه ، در سال 1988 اولین تفکرات برای تشکیل گروه جدید به ذهنش آمد
که در نهایت اولین آلبوم رسمی اوتمار شد ، سر آغاز کارهای نوینی بود CD سی دی
ابتکاری به خرج داد بطوریکه Frank Howell از جمله اینکه در آنزمان نقاش مشهور شهر
او هزاران کپی از سی دی های لیبرت را بهمراه تابلوهایش بعنوان تبلیغ و جذب بیشتر مشتری به فروش رساند. همچنین این آلبوم به رادیو نیز پا باز کرد و برنامه ریزان رادیویی به رقابت برای پخش آهنگهای اوتمار لیبرت در شبکه های خود پرداختند
از جمله موفقیتهای آلبوم او میتوان گفت که این آلبوم در سالهای 1993 تا 1997 از طرف کشورهای امریکا ، کانادا ، نیوزیلند و استرالیا مورد تشویقهای گوناگونی قرار گرفت و بعنوان بهترین آلبوم سال برگزیده شد
و Poet & Angles (1990 ) دو آلبوم دیگر با نامهای شعرها و فرشتگان و بوراسک
بدنبال آلبوم او در رده های بعدی نووآ فلامنکو قرار گرفتند Borassca (1991)
Neuveau Flamenco که در ایران با نام بعد از باران گسترش یافت
در سال 1992 که از کمپانی سونی میوزیک انتشار یافت Solo Para Ti سلو پارا تی
که با همکاری اوتمار لیبرت و لونا نگرا و با چهره محبوب کارلوس سانتانا که در دو آهنگ Ottmar Liebert & Luna Negra & Santana آلبوم را همراهی میکرد وارد بازار شد
این آلبوم نه تنها بعنوان بهترین آلبوم سال شناخته شد بلکه در بین 100 آلبومی که در نوع خود بینظیر بودند در صدر قرار گرفت و نام اوتمار لیبرت را برای دومین بار بعنوان بهترین بهترینها در جدول قرار داد
و همچنین در آمریکا و کانادا برنده جایزه شد و بدنبال اینها ، او چند اجرای موفق و عالی در تورهای مسافرتی خود داشت که توانست به جمع هوادارانش هزاران تن دیگر نیز بیفزاید
در سال 1993 آلبوم جدید او با نام ساعاتی بین شب و روز به جایگاه او بعنوان اسطوره گیتار The houres between day and night پاپ فلامنکو استحکام خاص بخشید
این کار جادوئی نوین و زیبا برای سازگاری گیتار الکتریک و آکوستیک بود که جوایز
وارد عرصه هنر شد Viva بسیاری را نصیب خود کرد و در سال 1995 با آلبوم
اولین کار هنری او با کمپانی سونی کلاسیکال با نام تمایلی به درون شب که دارای دو ویژکی اول اینکه نوعی سبک جدید برای گیتار یستها بود Leaning into the night منحصر بفرد بود
و دوم توسعه ای در امر نوازندگی به ویژه موسیقی رومانتیک شد که این دو ویژگی سبب شد تا نام او بعنوان هنرمند عصر جدید در سراسر گیتی شناخته شود
ترتیب داده شده بود و توسط گیتار Oscar Castro Neves در بین دوازده گلچینی که توسط
بخوبی 6 آهنگ مشهور دیگر با نظم و ترتیب Leaning into the night به اجرا در آمد
گیتار را به تصویر کشید
این رکورد در نهایت بعنوان اول دست یافت و در صدر قرار گرفت و تا مدتها آنجا باقی ماند
ERIC PATRICK CLAPTON

در اواخر دهه 1960 یکی از رایجترین دیوار نوشته ها در لندن و نیویورک عبارت کلپتون خداست بود . بعد از نزدیک به چهل سال ، با جسارت و تلاش بی وقفه او که خواننده و گیتاریست زبردستی است طرفدارانش روز بروز بیشتر شده ، طرفدارانی که در آنزمان که کلمات پرستشانه بر روی دیوارها نوشته میشد هنوز به دنیا نیامده بودند
شکوفائی استعداد و پیدایش سبک مخصوصش با مشکلات افراطی شخصی و تراجدی مانندی همزمان بود . در میان موسیقی عاطفی و زیبای او ، وی بدنبال پناهگاه و رهائی از عذاب های حاصل از مصرف الکل و دارو و همچنین رابطه های منحرف شخصی و چندین عشق مرده می گشت
اریک پاتریک کلپتون در 30 مارس سال 1945 میلادی در خانه مادر و پدربزرگش در محله گرین در ریپلی انگلستان به دنیا آمد . او پسر حرامزاده پاتریشیا مولی کلپتون و ادوارد فرایر که یک سرباز اهل انگلستان تلقی میشد بود . که بعد از جنگ جهانی دوم فرایر نزد همسر خود در کانادا بازگشت ! پاتریشیا اریک را تحت حمایت پدر و مادربزرگش رز و جک فلیپ گذاشت ( نام خانوادگی کلپتون از همسر اول رز که سیسل کلپتون بود گرفته شده ) و بعد از آن پاتریشیا به آلمان رفت و در آنجا با یک سرباز کانادائی دیگر بنام فرنک مک دونالد ازدواج کرد
ریکی جوان ( این اسمس بود که پدر بزرگ و مادر بزرگش او را صدا میکردند ) بچه ای ساکت مودب ، با معدل بالا و استعدادی مناسب برای هنر بود . او با این باور بزرگ میشد که پدر بزرگ و مادر بزرگش ، پدر و مادر حقیقی او و مادرش ، خواهر اوست بزرگ شد و این بدلیل حمایت از او به خاطر این ننگ که وی از راه نا مشروع بدنیا آمده بود ، بود . که در سن نه سالگی مادربزرگش حقیقت به او گفته شد با اینحال بعدها هم هنگامیکه اریک مادرش را ملاقات میکرد ، هر دو وانمود میکردند که برادر و خواهر هستند
به عنوان یک جوان کلپتون آینده خود را پیدا کرد هنگامیکه در نمایش جری لی لوئیس در تلویزیون انگلیس خواند . موفقیت نمایش لوئیس و پدیدار شدن عشق اریک به آهنگهای بلوز آمریکائی ، انگیزه کافی برای یادگیری گیتار را در او ایجاد کرد . وی در دانشگاه کینگستون در رشته هنر به تحصیل پرداخت اما مشغله فکری او در رابطه با موسیقی و عشق به آن باعث شد که او بدلیل نواختن گیتار در سر کلاس اخراج شود
اریک کلپتون به عنوان یک کارگر ساده مشغول به کار شد و بیشتر زمان خود را صرف نواختن گیتار الکتریک میکرد و پدر بزرگ و مادر بزرگ خود را قانع کرد که برایش گیتار بخرند
در آن زمان کلپتون به عضویت یک گروه انگلیسی بلوز در آمد که بعد از مدتی گروه به خاطر آهنگهای بلوز آمیخته با راک و نوازندگی استادانه خود معروف شد که سه تن از ستارگان
در آن حاضر بودند Eric Clapton , Jimmy Page , Jeff Beck نوازنده گیتار انگلستان
به اریک لقب دست آهسته را دادند بدلیل تعمیر گیتار خود بر روی صحنه در زمانیکه مردم در حال دست زدن بودند
محبوبیت پیدا Five LiveYardbirds , For Your Love با وجود اینکه 2 آلبوم اول گروه
کرد ولی کلپتون در سال 1965 گروه را ترک کرد زیرا فکر میکرد که گروه از مسیر اصلی خود تغییر جهت داده و بسمت تجارت کشیده شده است . ولی بلافاصله به گروه جان مایلز پیوست و به خاطر شور و هیجان گروه استعداد او بصورت فوق العاده ای شکوفا شد و او تبدیل به عضو قابل تحسین گروه شد . کلپتون خداست و هیاهوئی که بدنبال داشت باعث شد تا آنان تا رتبه 6 جدول آهنگهای پاپ انگلیس پیش برد Bluesbreakers آلبومی از
کلپتون همکاریش را با گروه بلوز بریکرز در اواسط سال 1966 بهم زد تا گروه خود را با
تشکیل دهد Ginger Baker و نوازنده درام Jack Bruce همکاری نوازنده گیتار بیس
تا با تفکر کلپتون خداست انقلابی در موسیقی بوجود آورند و دنیا را متحول کنند ، مردم را تبدیل به Cream هیجان زده و دچار شک کنند . نگاه اریک طوری بود که گروه
برجسته ترین گروه راک سه نفری در اواخر دهه 60 شد با اتکا بر 3 آلبوم اولیه او
و تورهای گسترده وی Fresh Cream , Disraeli Gears and Wheels of Fire با نامهای
به درجه بالائی در شهرت بین المللی دست یافت و پیش از پیش در ذهن طرفداران خود جای گرفت
در زمانی کلپتون خداست بین مردم شهرت پیدا کرد ، گروه که توسط سه نفر خود خواه که با هم ناسازگار بودند و هر سه مشکلاتی داشته و معتاد بودند هدایت میشد . تا جائی که کار به یک تور خداحافظی در سال 1968 و بدنبال آن آلبوم رهائی در سال 1969 انجامیده بود
که گروه سوپر راک Baker , Rick Grech , Steve Winwood در سال 1969 با همکاری
را تهیه کرده و برای حمایت از آلبوم خود توری بین Blind Faith را تشکیل میدادند آلبوم
24 شهر آمریکا آغاز کردند
آلبوم دیگر او در سال 1970 که اولین تجربه تکنوازی کلپتون بود عرضه شد که باعث شد 3 و نوازنده Bobby Whitlock کیبورد زن Carl Radle نفر موسیقیدان دیگر که بیسیست
به او بپیوندند و یک پاپ جدید با ایده اریک ِDelaney's Band ِِاز گروه Jim Gardon درام
کلپتون با نام بعد از نیمه شب را بوجود آورند . آنها درآمد دسته جمعی خود را اختصاص به
کردند Leyla ,Other Assorted Love Song ضبط آلبوم های
اریک دچار مشکلات عشقی بدلیل یک عشق بی پاسخ با لیلا ، و دوستش جورج هریسون و همسر جورج (که بعدها کلپتون در سال 1979 با او ازدواج کرد و در سال 1988 از هم جدا شدند ) همراه شد و بر اثر آن اریک معتاد به هروئین شد و دوستانش هم در ضبط کارها ناکام ماندند و کلپتون از رفتن بر روی سن در دهه 1970 خودداری کرد به خاطر مشکلاتی که در اثر ترک کردن اعتیادش به آن دچار بود . بدنبال پیشنهاد یکی از دوستانش تمرینات سخت ولی موثر تب سوزنی را انجام داد و دوباره به زندگی بازگشت
با اثری از توندس بنام من به کلانتر شلیک کردم به صحنه موسیقی بازگشت . بسیاری از طرفدارانش از ترک اعتیاد و تلاشهای او ناامید بودند و فکر میکردند او سبک کاریش را رها کرده و بیشتر رو به کارهای آوائی آورده است تا اینکه در اجرائی زنده در سال 1980 قهرمان واقعی طرفدارانش را بیادشان آورد ولی متاسفانه این دوره زیاد طول نکشید و زندگی او وارد یکسری بحرانهای ناشی از نوشیدن الکل شد که بعدها وی را مجبور به بستری شدن در بیمارستان در سال 1981 کرد
او میل به آفرینش و خلق کردن را بعد از ترک الکل تجربه کرد و باعث انتشار چند آلبوم موفق و Another Ticket (1981) , Money and Cigarettes (1983) از قبیل
و زندگی شخصی Behind the Sun (1985) , August (1986), Journeyman (1989)
خود را تغییر داد . اگر چه عده ای معتقدند که کلپتون هرگز محبوبیت روزهای اوجش را بدست نیاورد ولی با این وجود افسانه وی همچنان ادامه دارد
اریک کلپتون اسوه ای در زمینه راک بود و وقتی این موضوع بیشتر آشکار شد که یک آلبوم چهار سی دی از وی در سال 1988 برنده بهترین آلبوم داستانی و نویسندگی نت را از آن خود کرد
در اواخر دهه 1990 سرنوشت او دچار تغییر شد هنگامیکه اکثر دوستانش در یک حادثه با هلی کوپتر جان خود را از دست دادند ، او با این حادثه درگیر بود که بعد از چند ماه او با بحران ظالمانه دیگری روبرو شد وقتی که پسرش توسط یک مدل ایتالیائی (لوری دل سانتو) از طبقه چهل و نهم ساختمان دل سانتو در منهتن به پایین پرتاب شد و مرد . کلپتون این غم رابا نوشتن داستانی درباره پسرش در سال 1992 با نام اشک هایی در بهشت تحمل کرد
( Tear of Heaven )
در سال 1994 او یکبار دیگر شروع به نواختن آهنگ های سنتی بلوز در آلبوم خود یعنی
که محبوبیت را دوباره به آهنگهای بلوز برگرداند و باعث تحسین From the Cradle
منتقدان و طرفداران شد
اریک کلپتون در سال 1997 جایزه رکورد سال را با اجرای عالی از اثر دنیا را تغییر بده از آن خود کرد
یک موفقیت حتمیYardbirds & Cream در سالن مشهور Rock & Roll با اجرای دوبل
برای گیتاریست افسانه ای بوجود آورد
آلبوم بعدی وی با تحسین همگان روبرو شد و نامزد بهترین آلبوم پاپ را در سال 1998 از آن خود کرد
در سال 2000 با همکاری دوست خود بی بی کینگ آلبومی بینظیر در سبک بلوز ارائه کردند
اریک کلپتون هم اکنون در سن 61 سالگی با وقار و استوار همچون همیشه بر قله نوازندگی سبک بلوز در گیتار ایستاده است
منبع:GUITARINEH
